تبلیغات
مركز خرم بیدشناسی - ادبیات عامیانه ی شهرستان خرم بید در یک نگاه
مركز خرم بیدشناسی
به بام استان فارس ،سرزمینی از جنس مهر و ماه خوش آمدید.اینجا مهد چشمهای بارانی ،دستهای آفتابی و دلهای نورانی است.

مرتبه
تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392

قصه ها، افسانه ها،اسطوره ها، ترانه ها، بازی های منظوم و سنتی، امثال و حکم، متل ها و چیستانها، در مجموع ادب عامیانه یا فولکلور می باشد. این نوع ادبیات با واقعیت های زندگی عادی مردم پیوند دارد و بازتاب اندیشه ها، احساسات، باورها، اخلاق و اعتقادات و حتی مذهب و فرهنگ یک ملت است که در طی سالیان متمادی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.ساده و بی پیرایه بودن این نوع ادبیات یکی از دلایل عدم توجه به آن می باشد و بیم آن می رود این بی توجهی یا کم توجهی و عدم بازنویسی و بازنگری در آن به خود بیگانگی و آشنا نبودن به فرهنگ بومی و ملی بینجامد.بعلاوه نباید از ...

نقش آموزشی ادب عانه در استحکام رفتارهای اجتماعی، تحکیم اصول اخلاقی، تلاشمند ساختن انسانها در گریز از محدودیت ها و ناکامی های اجتماعی و اقتصادی و دوام و پایداری فرهنگ قومی و بومی غافل بود. یکی از شاخه های فرعی ادبیات عامیانه، شعر است که گاه به دلیل معروفیت از حوزه ی جغرافیایی خود فراتر رفته و در ردیف اشعار ملی قرار می گیرد که اشعار باباطاهر، ترانه های دشتستانی و منظومه ی «حیدر بابایه سلام» از آن جمله اند و گاه در منطقه ای خاص و یا در میان قوم و قبیله و ایل و طایفه ای، زبان به زبان می گردد و محدوده ی جغرافیایی کمتری را در برمی گیرد. در این بخش که اصطلاحا «اشعار محلی» نام  گرفته اند،ساخته ی مردم عادی است و ساختار ساده و آهنگ خاص خود را دارد و گاه با اوزان عروضی مطابقت نمی کند.

اشعار محلی معمولا از زبان روستائیان به ویژه زنان و کشاورزان و چوپانان به گاه تنهایی و یا هنگام کار در مزرعه، قالی بافی و یا بالای گهواره ی نوزاد جاری می شود و آنگاه که با آواز حزین نی همراه می شود تأثیر دوچندان بر دلها می گذارد.این اشعار، بیان کننده ی  دردها و آرزوهای مادران در حق فرزندانشان است که بیشتر در مواقع تنهایی و فراق یا غم  و اندوه خوانده می شود که در واقع نخستین وسیله ی آشنایی کودکان با دنیای شعر و موسیقی می باشد. لالایی ها از جمله شعرهای محلی هستند که مادران روستایی و شهری و قبایل کوچ نشین برای کودکان خود می خوانند تا آنها را خواب کنند.از طریق همین لالایی ها است که ارتباط عاطفی از طریق آهنگ بین مادر و کودک برقرار می شود، کودک به صدای مادر انس می گیرد و با آن آرامش می یابد و برای پذیرش آهنگ و موسیقی در ماحل بعد آماده می گردد.

ضرورت تدوین و جمع آوری ادبیات عامیانه-از هر نوعی که باشد-روز به روز بیشتر احساس می شود، زیرا این گنجینه های گران سنگ موجب بقای فرهنگ و آداب و رسوم و سنن و اعتقادات در بین نسل ها و آیندگان می شود و بر غنای فرهنگ بومی و ایرانی در برابر فرهنگ بیگانگان می افزاید. با عنایت به آنچه گفته شد، در این مختصر سعی شده است که مجموعه ای بسیار ناچیز از اشعار محلی و لالایی های رایج در منطقه، تقدیم علاقه مندان گردد.

اول قربون نامت یا محمد (ص)             دوم کعبه مقامت یا محمد(ص)

محمد خیمه بر ناف زمین زد                  علی شیر خدا شمشیر دین زد

قدبالات الف از لام و میمه                     دهانت حقه ای از کاف و جیمه

میون هر دو ابروهات نوشته                چو بسم الله الرحمن الرحیمه

چو یسم الله الرحمن کرده بنیاد             «و لم یولد» نگهدار قدت باد

اگر دست خدا دست علی نیس                  چرا دسات دیگه مشگل گشا نیس

امیرالمؤمنین ای شاه مردان             دل ناشاد ما را شاد گردان

دم صبحی نماز من قضا شد                دو تا بلبل ز دست من رها شد

یکیش رفته به تخت پادشاهون               یکیش جارو کش امام رضا شد

به قبرستان گذر کردم زمانی                 بدیدم قبر یه تازه جوانی

بگفتم ای جوان چه می گذرانی؟            بگفت خوبی بکن تا می توانی

به پیری که رسیدم، ناله کردم              که یاد از سن هجده نوزده کردم

دریغا و دریغ، یاد از جوونی              جوونی بهتر از گنج روونی

دو تا سیب و دو تا نار و دو تا به                 فرستادم به دست دلبرم ده

اگر دلبر نباشه، اتفاقی            شماره کن، به دست مادرش ده

به شیراز آمدم، خاکش ببوسم                گله با خار و خاکش ببوسم

ببوسم خاک سعدی، خاک حافظ             برم شاهچراغش را ببوسم

ولی۱ دارم بلند و چار شونه             میون هم رفیقانش نشونه

نشون اولش ساعت به دستش             نشون دومش چشای سبزش

دلی دارم پر از غصه، پر از غم                پر از برف و بارون و شبنم

دلی دارم مثال شیشه نازک              اگر دستش زنی می پاشه از هم

عرق در زیر زلفات لاله کرده            به دور کاکلت، گل، خانه کرده

بنازم دست اون استاد سلمون             سر زلفای شلال۲، خوب شانه کرده

لالا،لالا گل باغم            تو هستی مرهم داغم

لالا،لالا تو را دارم           چرا از بی کسی نالم

لالا،لالا گل اوشن          بابات اومد، دلت روشن

لالا،لالا گل لاله             پلنگ از کوه چه می ناله؟

لالا،لالا گل زیره                 چرا خوابت نمی گیره

برو لولوی صحرایی           از این بچم چه می خواهی؟

که این بچه پدر داره                یکی قرآن بسر داره

****

لالالالا لالالالا آروم جونم         یواش تر راه برو، دردت به جونم

یواش تر راه برو آروم جونم         که گوشتم ریخته،مونده استخونم

لالالالا لالالالا سرو روونم                لالالالا لالالالا آروم جونم

لالایی گویم و خوابت کنم من       بخواب تا جون به قربونت کنم من

لالالالا  بکن تا خوابت آید        علی شیر خدا فریادت آید

لالالالا بکن تا سن پیری               الهی پیر شوم دستم بگیری


پاورقی

۱- ول: معشوق، دلبر

۲- شلال: بلند، کشیده و دراز

خسرو رشیدی. دبیر دبیرستان های صفاشهر





برچسب ها: ادبیات عامیانه ی شهرستان خرم بید، ادبیات عامیانه،
ارسال توسط اکبر کریمی خرمی
آرشیو مطالب
دیگر مطالب
پیوند های روزانه
امکانات سایت
blogskin

تبلیغات متنی

تبلیغات متنی